تبلیغات
وبلاگهای روستاهای دودانگه - وجه تسمیه دودانگه،چهاردانگه

هزار جریب به محدوده ی وسیعی از مناطق كوهستانی گفته می شد كه از مشرق به گرگان، از مغرب به سوادكوه و از شمال به قائم شهر و ساری و بندر گز و از جنوب به سمنان، دامغان و بسطام محدود بود.

هزارجریب به دو بلوك بزرگ چهاردانگه و دو دانگه تقسیم شد. از هزار جریب تاریخی فقط تنها نامی كه مانده، بخش هزار جریب نكاست. قسمت های وسیعی ازهزار جریب به استان سمنان ملحق شده است.

 هزار جریب تاریخی مهد علما ، دانشمندان ، شعرا و رجال بزرگیست كه هر كدام در برهه ای از زمان بر تاریخ این مرز و بوم اثر گذار بودند و آثار گران سنگی از خود به یاد گار گذاشتند،مانند مرزبان بن رستم پریمی ( نویسنده كتاب مرزبان نامه) ، ملا عبدالله معروف به شریعت مدار تیلكی ، ملا صالح مازندرانی (داماد علامه مجلسی)، محمد باقر هزارجریبی ، محمد علی هزار جریبی، ملا عبدلله كیاسری،شریعت مدار كیاسری (صاحب كتاب شائر النبی) ، محمد رضا مازندرانی فولاد محلی ، سید علی پاجایی ، شیخ جعفر كواتی، سید حسین بنافتی، سید علی اكبر چالویی(خطاط اثر قاجار) ، ملا سبز علی ازنیچی(خطاط اثر قاجار)، مغتنم ارایی (شاعر)، ندیم ارایی(شاعر) محمود فدایی مازندرانی تلاوكی ( مرثیه سرای اهل بیت)، ابو سهل بیژن كوهی فریمی (منجم)، فاضل هزار جریبی، مسعود الملك هزار جریبی( نماینده مجلس ملی) ، علی اكبر داور ( وزیر مالیه و عدلیه رضاخان)، مصطفی خان سورتیچی ، میرزا اسدالله هزار جریبی (ریاضیدان ومنجم) سامی هزار جریبی(شاعر) ، اسدالله عمادی (شاعر و نویسنده معاصر)و....

 هزار جریب تاریخی شاهد حوادث متعدد و آمد و رفت حكومت های محلی در جای جای این منطقه بود كه قلعه های حكومتی آن هنوز در روستاهای منطقه قابل مشاهده است،مانند قلعه شاه دژ، قلعه ازنی ، مار قلعه (مرقلعه)، قلعه مازیار، قلعه روستای قلعه سر كه نام این روستا به خاطر وجود این قلعه گرفته شده است، برج رسكت، قلعه بندبن و....
قیام مردم هزار جریب بر علیه مغولان به رهبری میر عمادالدین و سركوبی مغولان، یاغی گری مشدی پروری بر علیه حكومت رضا شاه، حمله جلال جمال الدین كلایی و قاسم پروری به كیاسر و به آتش كشیدن كیاسر توسط آنها و كشته شدن قاسم پروری و سید جلال جمالدین كلایی در این حادثه و...نمونه هایی از اتفاقات تاریخی در منطقه است.
هزار جریب تاریخی محل مدفن امامزادگان و بزرگانی چون میر عمادالدین (مدفون در وری) ، میر تاج الدین مدفون كوات، میر افضل مدفون در همین روستا میر افضل و... است.
این منطقه سر شار از اماكن دیدنی و چشم نواز و بی بدیل است،مانند چشمه سورت نزدیك روستای اروست، دریاچه چورت نزدیك روستای چورت، سد خاكی پله در نزدیكی روستای ازنی، آبشار او چرچری نزدیك روستای بابا كلا، رودخانه شیرین رود در دودانگه، سد شهید رجایی و....
در كتب تاریخی به خصوص تاریخ ابن اسفند یار ، تاریخ مازندران رویان و تبرستان ظهیرالدین مرعشی و ... به كرات از هزار جریب یا هزار گری نام برده شده است، اما هیچ كدام از این محققان رنج تحقیق در مورد وجه تسمیه آن را به خود نداده اند. تنها در كتاب ركن الاسفار، ‌سفرنامه مازندران و وقایع مشروطه افضل ملك به وجه تسمیه آن اشاره شده است.
 در سال های اخیر آقای علی اصغر ریاحی در كتاب سیمای جغرافیایی هزار جریب بهشهر و معافی در پایان نامه كار شناسی ارشد دانشگاه مشهد در مورد وجه تسمیه هزار جریب پژوهش هایی انجام داده اند.
 اقوال مختلفی كه در مورد وجه تسمیه هزار جریب نقل شده به این شرح است:
 الف) امیر تیمور گوركانی،میر عمادالدین را كه سید و دارای كرامات عالیه بوده و از او كرامت و خرق عادت بزرگی دیده است،می بوسد و به او ارادت می ورزد و هزار جریب زمین را به او می بخشد و به سیورغال واگذار می كند كه مالیات آنجا را گرفته صرف معیشت خود سازد. به همین دلیل این منطقه به هزار جریب معروف شد.
ب)هزارجریب در زمان قدیم این منطقه به علت شرایط توپو گرافی ناهمواری ها دارای سكونت گاه های متعدد روستایی بود که تعداد آن ها به هزارروستا می رسید . هر روستا ملك شخصی یكی از زمین داران بود كه در اصطلاح هر روستا یك جریب نامگذاری و نام هزار جریب به منطقه ای كه دارای هزار روستا بود اطلاق شد.
پ) از سوی خاندان آل باوند كه فرمانروایی این منطقه را به عهده داشتند،در تقسیم بندی این سرزمین بین سرداران و وابستگان خود به هر یك زمینی به وسعت هزار جریب واگذار شد و چون زمین های این منطقه به صورت هزار جریب تقسیم شده بود به این نام معروف شد.
ت) یكی از اسپهبدان،هزار جریب از ییلاق های منطقه را خریداری کرد و به همین دلیل این منطقه هزار جریب نامیده شده است.
ث)منطقه هزار جریب در بعضی مواقع تحت حاكمیت تبرستان و مازندران و در بعضی مواقع تحت حاكمیت قومس بود. اما مردم این منطقه همواره علاقه مند بودند تحت حاكمیت مازندران باشند و در نتیجه همیشه با حاكمان قومس مخالفت و با آنها مبارزه می كردند. به همین دلیل فرمانروایان قومس به گرفتن مالیات از هزار جریب از این منطقه وسیع قانع شدند و كم كم این منطقه به هزار جریب معروف شد. (نقل از شیخ علی اصغر ولویه ای مجتهد بزرگ)
ج)«گر» در زبان بومی به معنی كو ه می شد چون این منطقه كوهستانی وشامل هزار كوه می شد به آن هزار گری (هزار كوه) و سپس به هزار گریپ و بعد هزار جریب تبدیل شده است. ( در كتب تاریخی به كرات از هزار گری و هزار گریپ یاد شده است)
هزار جریب در فرهنگ دهخدا ناحیه ای است كوهستانی در مازندران كه از مشرق به شاهكوه، از مغرب به ساری و سوادكوه و از جنوب به سمنان و از شمال به اشرف محدود است. رود نیكا در شمال آن از مشرق به مغرب جاری است و قسمت علیای رود تجن از مركز آن می گذرد و آن را به دو قسمت دو دانگه و چهاردانگه تقسیم می نمایند.( جغرافیای طبیعی كیهان) . از توابع مازندران و دارای معدن مس و ذغال سنگ است.(جغرافیای اقتصادی) . نام یكی از دهستان های چهارگانه شهرستان ساری است كه جنگل های انبوه دارد. آب آنجا از چشمه سار ها و محصول آن غله، دیمی، ارزن، لبنیات و عسل است. زارعت برنج هم در برخی از قراء معمول است. این دهستان 54 آبادی و در حدود 15 هزار تن سكنه دارد. قراء مهم آن عبارتندداز: پابند، ارم، كچب محله، پوروا، متكازین ، ولامده و آكرد.( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3)
وجه تسمیه چهاردانگه و دو دانگه
 آنچه كه امروز به عنوان چهاردانگه و دودانگه یاد می شود بخش كوچكی از چهاردانگه و دو دانگه تاریخی است. چون در سال های اخیر مناطق وسیعی از چهاردانگه و دو دانگه به استان سمنان واگذار شده است و یا با جدا كردن تعدادی روستا از این دو بخش، بخش جدید كلیجان رستاق را تشكیل داده اند كه همه ی این موارد از ناملایماتی است كه به این دو بخش تاریخی و با پیشینه ی بسیار درخشان شده است.
افضل الملك در كتاب ركن الاسفار در مورد وجه تسیمه آن چنین می آورد:« میر عماد الدین در اینجا زندگی می كرد و مشغول فلاحت و زارعت می شود. از یك زن دو اولاد داشته و از یك زن دیگر چهار اولاد. او هزار جریب را میان اولاد خود تقسیم می كند لهذا به دو دانگه و چهاردانگه تقسیم می شود.» این نقل قول از ركن الاسفار تقربیا مورد قبول همه قرار گرفته و بر آن اتفاق نظر دارند.( میر عماد مدفون در وری مغولان را در این منطقه شكست سختی داد و بساط آن ها از از این منطقه بر چید.)
در فرهنگ دهخدا آمده:چهاردانگه نام یكی از بخش های شهرستان ساریست كه از شمال به بخش مركزی ساری و بخش بهشهر، از جنوب خاور به ارتفاعات سینه كوه، داراب كوه ، بادله كوه و كوه چنگی از سلسله جبال البرز و از باختر به بخش دودانگه محدود است.
در این بخش سه دره مهم وجود دارد كه جهت آنها از جنوب خاور به شمال باختر است و چهار رشته كوه پوشیده از درخت جنگل بین این دره ها واقع شده . طول این دره ها در حدود صد هزار و فاصله بین آنها در حدود سی هزار گز است و در رود خانه گرماب در دره باختری جریان دارد و قراه دهستان سورتیچی در كناره های این دره واقع شده اند.
در دره مركزی رود خانه زارمرود جریان دارد و قراء دهستان هزار جریبی در قسمت علیا و قسمتی از قراء سورتجی در قسمت سفلا ی آن وجود دارد.
 رود خانه مهربان یا نكا در دره سوم كه تقریبا شرقی غربی است جریان دارد و قراء دهستان شهریاری در قسمت علیا و قراء دهستان یخكش در قسمت سفلا واقع شده.
 راه های بخش به علت وجود جنگل های انبوه و شیب زیاد صعب العبور است و در زمستان و مواقع بارندگی آمد و شد مشكل می شود.
 اكثر قراء بخش در دامنه های جنوب ارتفاعات واقع شده دامنه های شمالی دارای جنگل های انبوه است.
جنگل های بخش برای گاوداران بسیار مفید است. در طول رودخانه تا 70 هزار گز برنج كاشته می شود. آبادی ها با مسافت هزار تا شش هزار گز دورتر از رودخانه روی ارتفاعات قرار دارد. محصول عمده بخش برنج است كه در كنار رودخانه كاشته می شود.
در ارتفاعات و دامنه های غلات دیمی و لبنیات است. شغل عمده اهالی كشاورزی و گله داری است. این بخش از سه دهستان تشكیل شده و مركز بخش قصبه كیاسر است.
 تعداد قراء و جمعیت دهستان عبارت است از: 1- دهستان سورتیجی 94 آبادی و 22200 نفر 2- دهستان هزار جریبی 54 آبادی و 15000 نفر 3- دهستان شهریاری 47 آبادی و 13000 نفر ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)
 لازم به توضیح است تعداد زیادی از روستاهای منطقه چهاردانگه به استان سمنان و سایر شهرستان های استان مازندران ملحق شده است.
 در فرهنگ دهخدا درباره دو دانگه هم آمده:نام یكی از بخش های شهرستان ساریست. حدود و مشخصات آن به شرح زیر است: از طرف شما به دهستان كلیجان رستاق، از خاور به بخش چهاردانگه، از باختر به بخش سواد كوه و از جنوب به خطالراس سلسله جبال البرز.
 از نظر آمار تابع شهرستان شاهی(قائم شهر کنونی) و از نظر فرمانداری تابع شهرستان ساری است. منطقه بخش كوهستانی است و ارتفاعات آن جز خط الراس اصلی البرز كه به واسطه برودت زیاد عاری از اشجار می باشد، مستور از جنگل های انبوه و راههای بخش محدود و صعب العبور است.
هوای بخش مرطوب و معتدل است و در كنار رود خانه برنج كاشت می نمایند. اكثر قراء بخش در روی ارتفاعات واقع شده است.
 مرتفع ترین قلل كوههای بخش عبارتند از : قله نیز آباد، قله چهارنو، قله شاه دژ كه آثار قلعه ای بسیار قدیمی در روی آن مشاهده می شود.
شعب مختلف از سلسله اصلی البرز به طرف شمال كشیده شده كه عموما مستور از جنگل انبوه می باشد.
رودخانه مهم بخش: 1- رود خانه مشهور تجن است. 2- از دره های جنوبی دشت فریم شعباتی به نام شیرین رود، اشك رود، عروس رود، پاجی و شعب كوچك دیگر سر چشمه می گیرند و به رود خانه تجن متصل می شود.
 3- پس از اتصال دو رود خانه بالا از تنگه سلیمان ابتدا به رودخانه لاجیم سپس با رود خانه گرم آب چهاردانگه یكی شده به طرف ساری جاری می شود و بعد رود خانه زارمرود نیز به آن ملحق می شود.
 محصول عمده بخش: برنج، غلات و لبنیات و عسل است. بخش دو دانگه از پنج دهستان تشكیل شده تعداد ده و سكنه هر یك به شرح زیر است: 1- دهستان نرم آب 34 آبادی 5300 نفر 2- دهستان فریم 23 آبادی 4800 نفر 3- دهستان بندرج 17 آبادی 4800 نفر 4- دهستان پشت كوه 12 آبادی 5500 نفر 5- دهستان بنافت 10 آبادی 4800 نفر جمع آبادی، 106 آبادی و 25200 نفر جمعیت. مركز بخش دودانگه آیادی كهنه ده واقع در وسط دهستان فریم است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
لازم به توضیح است با كم توجهی مسئولان در ادوار مختلف و حاتم بخشی آنها دهستان پشتكوه دودانگه به استان سمنان ملحق شد.
 با توجه به مطالب ارائه شده در مورد بخش های دودانگه و چهاردانگه و جمعیت كنونی آنها ( چهاردانگه 20000 نفر و دودانگه 8500 نفر بر اساس سرشماری 1385) نشان دهنده اوج آبادانی این منطقه در گذشته و بی توجه آن در زمان حال دارد كه اكثر روستاییان این مناطق به علت بیكاری و نداشتن امكانات رفاهی مجبور به مهاجرت شدند و از تولیده كننده به مصرف كننده تبدیل شده اند.
 اگر می خواهیم هزار جریب به اقتدار گذشه خود برگردد باید نكات زیر مورد توجه قرار گیرد:
 1- استقرار صنایع در منطقه جهت اشتغال
 2- توسعه امكانات رفاهی از قبیل جاده مناسب مراكز بهداشتی
 3- ایجاد موزه و مركزی جهت معرفی هزار جریب تاریخی با توجه به احساس وابستگی كه بین مردمان این مناطق وجود دارد علی رغم اینكه به استان سمنان ملحق شده اند یا تكه پاره در شهرستان های مختلف استان مازندران هستند.
 4- توسعه زیر ساخت های گردشگری
 5- ایجاد شهرستانی به این نام(هزار جریب) و الحاق تمام تكه های جدا شده به این شهرستان.( ایجاد چنین شهرستان های باعث مودت بیشتر بین مردم با توجه به حوادث تاریخی ، فرهنگ مشترك می شود )
6- جلوگیری از تكه تكه شدن بیش از این، این مناطق، در اثر گذشت زمان این جدایی باعث ایجاد دور شدن افرادی كه وابستگی شدید داشتند می شود، این مورد را بین استان های تازه تاسیس و شهرستان های تازه تاسیس به خوبی مشاهده می كنیم.





طبقه بندی: اطلاعات،  مشاهیر، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مهر 1391 توسط جوانان دودانگه